لينکدوني
ليست لينکها
وب‌سايت رسمي مجتبا پورمحسن

جمعه - ۲۳ فروردين ۱۳۸۷

۱- قضيه خيلي ساده است. يک عمر است هنرمندان و نويسندگان اين مملکت دنيال تريبون
مي‌گردند تا از انتقادناپذيري مسوولين دولتي انتقاد کنند، اما کوچک‌ترين انتقاد را بر‌نمي‌تابند. به همين سادگي. چند تا نويسنده‌ي باحال آمده‌اند، متني نوشته‌اند تا مخاطبان‌شان را بخندانند. دمشان گرم، خنديديم و حال کرديم.

حالا به جاي اينکه فلان نهاد شاکي شود که چرا تحت شديدترين انتقادها قرار گرفته، عده‌اي از هنرمندان ايراني در کمال ناباوري هرچه دلشان مي‌خواهد بار اميرمهدي ژوله و مهراب قاسم‌خاني مي‌کنند. واقعاً آن شعارهاي قشنگ تحملِ ديگري و انتقادپذيري کجا رفت؟ خدايي‌ش عيب است. ملت به ما مي‌خندند. مدت‌هاست که در کشور ما فحش دادن به تلويزيون به «پز» روشنفکري تبديل شده است.

علي شکوري‌راد، عضو حزب مشارکت فغان سر داده که در «مرد هزار چهره» به پزشکان توهين شده است! حالا از اين اصلاح‌طلبان انتظاري نيست، اما من واقعاً خجالت کشيدم که مثلاً هنرمندانِ اين کشور «اعتراض» مي‌کنند که در يک سريال تلويزيوني به شاعران و هنرمندان توهين شده است. خودمان داوري کنيم. آيا نتيجه‌ي اين اعتراضات، جز اين خواهد بود که تلويزيون به خودش حق بدهد که با استناد به همين حرف‌ها اعمال سانسور کند؟ آيا اين اعتراضات، از لحظ ماهيت تفاوتي با اظهارنظر اخير وزير ارشاد دارد که گفته نمايش سنتوري، توهين به «ملتِ شريف» ايران است؟

۲- من کارهاي مختلفي انجام مي‌دهم. نقد مي‌نويسم، مصاحبه مي‌کنم و... اما آن‌هايي که مرا مي‌شناسند مي‌دانند که کار اصلي‌ام شاعري است و در زندگي هيچ چيز برايم زيباتر و مهم‌تر از شعر نيست. مخلص کلام اينکه من شاعرم. اما نه تنها از شوخي‌هاي مهران مديري و دارودسته‌اش ناراحت نشدم، بلکه کلي هم خنديدم.
 من، شاعرم و دوروبر خودم در ده سال گذشته آنقدر ديده‌ام از اين آدم‌هاي «اشتباهي» که خود را استاد «توفان» ناميده‌اند. اصلاً هم تعداشان کم نيست. از اين جور آدم‌هاي اشتباهي تا دلتان بخواهد هست، نه فقط در بين شاعران، که در بين همه‌ي هنرمندان. دوستاني که با عصبانيت اين روزها خود را وکيل تام‌الاختيارِ «شاعري» دانسته‌اند، از چه کار توهين‌آميزي انتقاد مي‌کنند؟

اگر دوستان مايل‌ هستند تماس بگيرم تا من تعدادي از اين آدم‌هاي «اشتباهي» را دربين شاعران و حتا در بين دوستان‌شان معرفي کنم. به نظر شما محمود شصت‌چي اشتباهي‌تر است يا شاعري که مي‌گويد آرتور ميلر او را جزود صد شاعر برجسته‌ي دنيا دانسته‌است؟ محمود شصت‌چي، اشتباهي‌تر است يا شاعري که معتقد است گونتر گراس برايش نامه‌اي چند ده صفحه‌اي نوشته، اما نامه در پست گم شد؟!

۳- با يکي از فيلم‌سازانِ مطرح مصاحبه مي‌کردم. آقا اعتقاد داشت که بيست سال است تلويزيون ندارد، به همين دليل اصلاً نمي‌داند تلويزيون چي پخش مي‌کند. چند دقيقه بعد در پاسخ به يکي از سوالاتم، همين آقاي فيلم‌ساز به آسيب‌شناسي سريال «چهارخونه» پرداخت! من مانده بودم اينکه مي‌گويد بيست سال است تلويزيون ندارد پس اين تحليل‌هايش را از کجا آورده است!

«من تلويزيون نگاه نمي‌کنم»، «من اصلاً تلويزيون نگاه نمي‌کنم» و... اگر بودريار و چند متفکر ديگر در مذمت تلويزيون و سلطه‌ي رسانه‌اي کتاب‌ها نوشته‌اند، قطعاً منظورشان اين نبوده که آدم عاقل تلويزيون نگاه نمي‌کند. اما بعضي از هنرمندان اين مملکت، براساس همان تفکر قديمي مراد و مريدي، با استناد به حرف‌هاي بودريار نتيجه مي‌گيرند که «نبايد» تلويزيون نگاه کند. اين استدلال همانقدر خنده‌دار است که در نقد مدرنيته، از بنيادگرايي تعريف کنيم. آقا، تماشاي تلويزيون خجالت ندارد، اين «پز»ها مايه‌ي شرمساري است.

۴- خدايي‌ش من هيچکدام از جنبه‌هاي هويتي خودم را به اندازه‌ي شاعر بودنم دوست ندارم. اما چه ربطي به مهران مديري و اميرمهدي ژوله دارد؟ آن دو قسمت از «مرد هزار چهره» واقعاً خنده‌دار بود...


تعداد مشاهده: ۲۲۳۶ - نظرات بازديدکنندگان: ۱۲
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 12 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=60
نظرات بازديدکنندگان
<< صفحه بعدي ۰۱ ۰۲ صفحه قبلي >>
همشهري مرد اشتباهي
سه‌شنبه - ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۷
عجيب است؛ يکي از اين اساتيد نيامد بگويد کجاي اين مرد هزار چهره ماليده شد به کيف احوالات شان! فقط مثل قهرمانان ماراتن توهم که ذاتا از جريان ها
-بي هيچ آگاهي اي- تبعيت مي کنند، مودبانه -البته بعضا- بهت مي گويند که ازت انتظار نداشتند... اما نه! مشکل از جهاتي زير سر توست که به بعد انساني قضيه فکر نمي کني:
وقتي شما جوکي در مورد اهل اين ديار که  ... فلان يا ديگري که زنش فلان . يا آن يکي که خودش بيسار است ميشنوي .و ميخندي  و خنده دار و شايد ظريف به نظر برسد اما آيا انساني است.
حيف... اين جمله، نوبل مرد اشتباهي سال را از چنگ رفيق و همشهري ام در آورد. حيف...
امکانات: Email Website

سياوش
پنج‌شنبه - ۵ ارديبهشت ۱۳۸۷
اگر اسم اون مصاحبه هاي نادركجا و پا در هوا رو مصاحبه مي زاري يا اون شعرهاي توهمي رو شعر مي دوني من حق رو بهت ميدم. خودت هم باورت شده روزنامه نگار يا شاعري
امکانات: Email Website

Aria
پنج‌شنبه - ۲۹ فروردين ۱۳۸۷
يا واقعا نفهميدي جريان چيه، يا داري خودتو به اون راه مي زني. خيلي ها به هر لوده گي مي خندن. اين دليل ارزش اون نيست.
امکانات: Email Website

اين نظر به صورت خصوصي نوشته شده است و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده مي باشد.

يک آدم اين کاره
دوشنبه - ۲۶ فروردين ۱۳۸۷
اولا شماکه به قول خودتان :همه کار مي کنيدفکر نمي کنم صلاحيت داشته باشيد در اين مورد حرفي بزنيد. چون کسي که همه کار مي کند معمولا در هيچ کدام متخصص نيست. ثانيا انتقاد در جايي مفهوم دارد که طرف مورد انتقاد هم بتواند تريبون داشته باشد. نيروي انتظامي ساعت ها را صرف تبليغ ارگان هاي متعدد خود و نيز خدمات و ادارات و... خود در تلويزيون مي کند. بنابراين وقتي هم انتقادي در جامه طنز بر آن وارد مي شود تريبون دارد که عکس آن را نشان دهد. اما هنرمند و شاعر بدبختي که نه تريبون دارد نه کتابش درمي آيد نه مجوز مي گيرد نه پول دارد نه زور دارد نه ... انصاف نيست که در تريبوني ميليوني مسخره شود. ثالثا اين که يک عده مثل شما مي گويند از اين آدم ها زياد ديده اند مشکل در اين است که احتمالا محافلي که شما رفت و آمد مي کنيد از اين آدم ها زياد دارد. من که بيست سال است در اين کارم شايد به تعداد انگشتان دست هم از اين جور آدم ها نديده ام. عيب در اطرافيان شماست. اطرافيان ما خيلي محترم تر از اين حرف ها هستند. نکته آخر اين که تلويزيون نگاه نکردن پز نيست. چرا شما در همه چيز حسادت مي کنيد. در اين که طرف آنقدر کار دارد که وقت ندارد تلويزيون نگاه کند. عيبي دارد؟ چرا اين قدر نگاهتان سطحي است؟ در ضمن شما که در همه جا کار مي کنيد و با همه قشري کار مي کنيد‌ از راديوي خارجي گرفته تا رسانه داخلي از مصاحبه و نقد و ترجمه گرفته تا شاعري... نظر شمادر مورد اين قضيه نه تنها اهميت ندارد بلکه ديدتان بسيار سطحي است.
امکانات: Email Website

ايمان
يک‌شنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۷
biggrin
امکانات: Email Website

ساسان
يک‌شنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۷
اهو ببينم نکنه تو هموني که روزنامه را با آن مصاحبه به تعطيلي کشوندي ؟
چه ادعا ها هم داري لازم شد سر فرصت يه چيزي برات بنويسم . فعلا از روي اين کلمه چند بار بنويس
مسيوليت (همزه را پيدا نکردم)
که کلام ....
امکانات: Email Website

ساسان
يک‌شنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۷
زکي پسر خوب انتقاد پذيري مانعه از انتقاد کردن که نبايد بشه . ضمن اينکه در اين مورد خاص معترضين نه از بابت  شان و منفعت و ...خودشان که براي ديگران  اعتراض و انتقاد داشته اند . ضمن اينکه حق اعتراض براي کسي که دستش به جايي بند نيست حقي است همچون نياز به تنفس.
در ضمن موضوع خنديدن و خنده دار بودن نيست . وقتي شما جوکي در مورد اهل اين ديار که  ... فلان يا ديگري که زنش فلان . يا آن يکي که خودش بيسار است ميشنوي .و ميخندي  و خنده دار و شايد ظريف به نظر برسد اما آيا انساني است ؟راستي گفتي شاعر هستي ؟  
امکانات: Email Website

عليرضا
شنبه - ۲۴ فروردين ۱۳۸۷
متاسفانه به دزدي ادبي اي که آقايان از داستان عزيز نسين کرده اند هيچ توجهي نشده است و با توجه به داستان مورد ذکر قشر هنرمند و روشنفکر در کل جهان سوم شکل هم هستند.
امکانات: Email Website

سامان
شنبه - ۲۴ فروردين ۱۳۸۷
توام چون تي وي مي بيني اينطوري مي گي.
بعدم معلوم نيست حرف حسابت تو اين مطلب چيه.
تو ام داري غر فرهنگي مي زني.
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 


سایت رسمی مجتبا پورمحسن
Mojtaba Pourmohsen Official Website


RSS 2.0



mojtabapourmohsen@gmail.com



روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
زخم...
چهارشنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۹

«زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد/ زخمي که حيله بر جگر اعتماد زد»
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۷۳۲۸۶۳ صفحه
مشاهده امروز: ۵۳۰ صفحه
بيشترين مشاهده:
سه‌شنبه - ۱۵ دي ۱۳۸۸
تعداد: ۳۲۲۶ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
جمعه - ۲۰ مهر ۱۳۸۶
تعداد: ۶۷ نفر
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
گفت و گو با مهدي ربي، نويسنده‌‌ي مجموعه داستان «برو ولگردي کن رفيق»
عاشقانه ديگر
۱۰ نويسنده مشهوري که خودکشي کردند
گفت و گو با علي شروقي، نويسنده مجموعه داستان «‌شکارحيوانات اهلي»
نگاهي به مجموعه داستان «تهران در بعدازظهر»، نوشته‌ي مصطفي مستور
جستجو

نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
کتاب‌ها
ليست فتوبلاگها
تبليغات
گزيده‌ي شعرهاي ريموند کارور

گزيده‌ي شعرهاي ريموند کارور
هفت‌ها

مجموعه شعر «هفت‌ها»/ ۱۳۸۵/ انتشارات هزاره سوم انديشه
مردي بدون کشور

مردي بدون کشور
بهار 63

بهار ۶۳/رمان/ ۱۳۸۸/ نشر چشمه
مجموعه شعر تانگوي تک نفره

مجموعه شعر «تانگوي تک‌نفره»/۱۳۸۸/ انتشارات هزاره سوم انديشه
تانگوي تک‌نفره

مجموعه شعر «تانگوي تک‌نفره»/ ۱۳۸۷/ گروه انتشارات آزاد ايران
ما و غرب

کتاب «ما و غرب» مجموعه گفت و گو با انديشمندان/ ۱۳۸۷/ راديوزمانه
من مي‌خواهد خودم را تصادف کنم

مجموعه شعر «من مي‌خواهد خودم را تصادف کنم خانم پرستار»/ ۱۳۷۹/ انتشارات نامجوفرد
مراجعه به: