لينکدوني
ليست لينکها
آخرين لينکها
برنامه افتتاحيه شب‌هاي شعر و داستان مي‌رشت برگزار شد
نامهٔ الويس پريسلي به ريچارد نيکسون
به رئاليسم اعتقادي ندارم
نامه‌هاي جورج اورول؛ چهرۀ ديگر خالق قلعه حيوانات
۴۰ سال پس از کودتاي شيلي؛ اينجا آلنده خفته است
ترور کندي و حملۀ ۱۱ سپتامبر؛ شباهت و شبهات
۴۵ سال قبل؛ برژنف به دوبچک: جلوي رسانه‌ها را بگيريد
گفت و گو با مصطفي رحماندوست
رضا براهني: مصدق به کار امروز ما نمي‌آيد
قطب‌الدين صادقي: مصدق اعتماد به نفس ملي ما را بازگرداند
وب‌سايت رسمي مجتبا پورمحسن

بلاگستان
سه‌شنبه - ۵ شهريور ۱۳۹۲

ترجمه: مجتبا پورمحسن

آرسني تارکوفسکي (۱۹۸۹-۱۹۰۷) يکي از بزرگ‌ترين شاعران روسيه در قرن بيستم است. او تمام دوران حکومت شوروي را زندگي کرد و در جريان جنگ جهاني دوم، يک پايش را از دست داد. او مترجم اشعار به زبان روسي بود. اولين مجموعه شعر او در سال ۱۹۴۶ براي چاپ پذيرفته شد اما به دنبال جمله ژدانف به آنا اخماتووا و ميخاييل زوشنکو، کتاب آرسني هرگز منتشر نشد. اولين کتابي که از او منتشر شد، «پيش از برف» نام داشت که در سال ۱۹۶۲ و به درخواست اخماتووا انتشار يافت که اثر او را «هم معاصر و هم جاودان» خواند. شهرت او زماني بيشتر شد که پسر فيلم‌سازش، آندري تارکوفسکي از شعرهاي پدرش در در فيلم‌ «آينه» و «استاکر» استفاده کرد.


ترانه‌ زير گلوله

ما بسيار مجبوريم به ناسازگاري
قرن‌ها نمي‌تواند ما را رها کند-
من يک خائنم، تو يک گرگ
ما در لغتنامه‌ي پيوسته‌ي زمين به هم نزديکيم.

شانه به شانه مثل کورها
و در کنار هم به دست سرنوشت پيش مي‌رويم،
در لغتنامه لايزال اين کشور
هر دوي ما محکوم به مردن هستيم.

وقتي ترانه‌اي روسي مي‌خوانيم
قطرات خون خويشاوندان‌مان را معامله مي‌کنيم
و من شکار شبِ تو مي‌شوم
اين دليل وجود ماست، گرگ و خائن.

برف بوي خوشايند يک سلاخ‌خانه را دارد
و حتا يک ستاره هم بالاي اين پهن‌ْ‌دشت نمي‌درخشد.
شيطان، هنوز وقت هست که صورتت را
با تازيانه‌اي چند سر دو نيم کني.

۱۹۶۰

 

بي‌نام
يک مسلسل‌چي آلماني در خيابان به من شليک خواهد کرد، يا
يک بمب آتش‌زا پاهايم را خرد مي‌کند، يا

يک کودک اس‌اس، يک گلوله در شکم من خالي مي‌کند.
در هر صورت، در اين سو مرا پوشانده‌اند.
بدون نام‌، افتخار و حتا پوتين‌هايم
با چشماني يخ‌بسته، به برف که به رنگ خون است، خيره خواهم شد.

۱۹۴۲


پرتره
اين‌جا هيچکسي نيست
جز من. پرتره‌اي بر ديوار-
پشه‌ها
         پشه‌ها
                 پشه‌ها مي‌خزند
بر بالاي چشمان نابيناي پيرزن.

پرسيدم: آن‌جا زير عينکت، در بهشت‌ات
خوش مي‌گذرد؟

زير چانه‌اش يک پشه مي‌لغزد.
پيرزن جواب مي‌دهد:

و تو آن‌جا، در خانه‌ات-
تنها بودن را دوست داري؟

 

شمع
يک زبان زرد کوچک سوسو مي‌زند
شمع مي‌چکد و مي‌چکد
اين همان‌طوري است که من و تو زندگي مي‌کنيم-
روح ما زبانه مي‌کشد، جسم ما از بين مي‌رود.

 

از صبح ديروز منتظرت ماندم

از صبح ديروز که حدس زدند شايد نيايي،
منتظرت بودم.
به ياد بياور چه هواي زيبايي بود؟
هواي يک روز تعطيل!
و من بدون کُت قدم مي‌زدم.
امروز تو اين‌جايي، و آن‌ها روزي کاملاً ابري و غم‌انگيز را ترتيب داده‌اند.
باران مي‌بارد، به طرز عجيبي دير شده.
قطرات باران بر زمين سرد جاري مي‌شوند،
با کلام تسکين‌ناپذير، و با دست جمع‌نشدني‌اند.


تعداد مشاهده: ۵۶۹۷۲ - نظرات: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=492
ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 


سایت رسمی مجتبا پورمحسن
Mojtaba Pourmohsen Official Website


RSS 2.0

mojtaba@pourmohsen.com



روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
زخم...
چهارشنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۹

«زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد/ زخمي که حيله بر جگر اعتماد زد»
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۲۰۱۰۸۸۳ صفحه
مشاهده امروز: ۶۶۱ صفحه
بيشترين مشاهده:
جمعه - ۱۳ دي ۱۳۹۲
تعداد: ۵۶۹۴۰ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
شنبه - ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
تعداد: ۱۴۱ نفر
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
شروين ديگر سيگار نمي‌کشد
مصاحبه روزنامه بهار با مجتبا پورمحسن، درباره مجموعه شعر «روز انگشت»
در حسرتِ نوستالژي
ترس ازمرگِ کسي که از مرگ مي‌ترسيد
مرگ با پسرعمو شوخي دارد
جستجو

نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
کتاب‌ها
ليست فتوبلاگها
مراجعه به: