لينکدوني
ليست لينکها
آخرين لينکها
برنامه افتتاحيه شب‌هاي شعر و داستان مي‌رشت برگزار شد
نامهٔ الويس پريسلي به ريچارد نيکسون
به رئاليسم اعتقادي ندارم
نامه‌هاي جورج اورول؛ چهرۀ ديگر خالق قلعه حيوانات
۴۰ سال پس از کودتاي شيلي؛ اينجا آلنده خفته است
ترور کندي و حملۀ ۱۱ سپتامبر؛ شباهت و شبهات
۴۵ سال قبل؛ برژنف به دوبچک: جلوي رسانه‌ها را بگيريد
گفت و گو با مصطفي رحماندوست
رضا براهني: مصدق به کار امروز ما نمي‌آيد
قطب‌الدين صادقي: مصدق اعتماد به نفس ملي ما را بازگرداند
وب‌سايت رسمي مجتبا پورمحسن

بلاگستان
يک‌شنبه - ۲۸ آبان ۱۳۹۱

داستان‌نويسي فقط درستْ داستان نوشتن نيست

نوشتن درباره‌ي کليت يک مجموعه‌ داستان کاري است بسيار دشوار که اغلب با ناديده‌ گرفتن يک ويژگي‌ مهم داستان کوتاه انجام مي‌شود. اين‌که هر داستان کوتاه در يک مجموعه داستان، حياتي مستقل دارد و نمي‌توان به صرف اينکه چند داستان به اراده‌ي نويسنده در يک مجموعه‌ گنجانده شده‌اند، همه‌ي آن‌ها را جزئي از يک کل دانست. اما اغلب به اضطرار محدوديت حجم، با اين پيش فرض سراغ داستان‌هاي يک مجموعه مي‌رويم که نويسنده حتماً براساس اشتراکات محسوسي آن‌ها را در کنار هم قرار داده است. اين مقدمه را گفتم تا بگويم من دو داستان مجموعه‌ي «کاج‌هاي مورب» را بهانه‌اي براي نوشتن درباره‌ي داستان‌نويسي علي چنگيزي محسوب کرده‌ام. چنگيزي نويسنده‌اي هوشمند است که مجدانه اصول داستان‌نويسي را فرا گرفته است. اين را در دو اثر قبلي‌اش، رمان‌هاي «پرسه زير درختان تاغ» و «پنجاه درجه بالاي صفر» به خوبي مي‌توان ديد. وقتي رمان‌هاي چنگيزي را خواندم به نظرم بسيار کم‌نقص رسيدند او تمام قواعد را رعايت کرده و از تمهيدات داستاني به شکل درست استفاده کرده، با وجود اين، رمان‌هاي چنگيزي راضي‌ام نکرد. مدت‌ها درباره‌ي اين موضوع فکر کردم که چرا مثلا «پنجاه درجه بالاي صفر» رمان محبوبم نيست. منتقد به صرف اينکه اثري به طور کامل به دلش ننشسته که نمي‌تواند نظرش را بنويسد. اما مجموعه داستان «کاج‌هاي مورب» به من کمک کرد تا با مختصات آثار علي چنگيزي بيشتر آشنا شوم و حداقل از نگاه خودم متوجه شوم که اشکال داستان‌نويسي او چيست. چنگيزي سعي مي‌کند در داستان‌هايش از حداکثر تمهيدات داستاني استفاده کند. همان‌طور که در داستان «کاج‌هاي مورب» و ‌»چال يخچال» اين کار را کرده است. اما اشکال کار همين‌جاست. من به عنوان مخاطب داستان او تقريبا به راحتي مي‌توانم تمهيدات داستاني او را لمس کنم. يعني من پيش از آنکه بتوانم وارد جهان داستاني نويسنده شوم، حضور پررنگ نويسنده را از طريق به کارگيري تکنيک‌هاي داستاني حس مي‌کنم. داستان‌نويسي در طول يکصد سال گذشته البته که با تغييراتي رو به رو شده و ورود نويسنده در داستان بحث تازه‌اي نيست. اما ورود با حضور تفاوت دارد. ممکن است نويسنده
وارد داستان شود، درباره‌ي داستان و شخصيت‌هاي داستان اظهارنظر کند و يا حتا درباره‌ي شيوه‌ي داستان‌نويسي‌اش توضيح دهد. ورود نويسنده در اين حالت آشکار و با اعلان قبلي به مخاطب است. اما حضور نويسنده آن‌طور که در داستان‌هاي علي چنگيزي مي‌بينيم خود يک شگرد نيست، بلکه نتيجه‌ي يک يا چند اشکال است. اشکال اول مي‌تواند عدم دقت چنگيزي در استفاده به موقع از شگردها باشد. اگر بيشتر روي کتاب «کاج‌هاي مورب» تمرکز کنيم نقش اين اشکال پررنگ‌تر است. در داستان «کاج‌هاي مورب»، دست نويسنده در استفاده از تکنيک معرفي شخصيت‌ها در بطن داستان و ديالوگ‌ها رو مي‌شود. يعني مخاطب مي‌بيند که نويسنده دارد چه کار مي‌کند و به همين دليل از داستان بيرون مي‌زند. در صفحه‌ي ۱۲، راوي در پاسخ به سوال محمد مي‌گويد:
گفتم: «خاک قبرستان حاصلخيز است.»
گفتم: «نديدي بيشتر پارک‌ها را روي قبرستان‌هاي قديمي مي‌سازند؟»
خب،‌ چرا چنگيزي دوبار از گفتم استفاده کرده؟ براي تنوع؟ چون نه با گفت و گويي ذهني روبه‌روييم و نه حتا روايتي از يک گفت و گو. راوي مستقيماً حرف مي‌زند. بنابراين توجيهي براي نوشتن ديالوگ به اين شکل وجود ندارد.
نکته‌ي ديگر اصرار نويسنده به استفاده از اصطلاحات است. بله اصطلاحات مي‌تواند به بار داستان اضافه کند، اما به شرطي که ضرورتي براي استفاده از آن وجود داشته باشد. اما چنگيزي در داستان‌هايش اصرار به استفاده از اصطلاحات دارد، بي‌آن‌که لازم باشد. در جايي از داستان «چال يخچال» بقاياي تلاش نويسنده براي گفتن کلام در قالب اصطلاحات جا مانده است: «پول‌هاي‌شان داشت ته مي‌کشيد. پولي که از دايي عزيزش گرفته بود تهش داشت بالا مي‌آمد…» (صفحه‌ي ۳۱)
خب با توجه به جمله‌ي دوم، جمله‌ي اول چه ضرورتي دارد؟ غير از اين است که نويسنده جمله‌ي اول را نوشته، اما راضي نشده و در جمله‌ي بعدي با استفاده از اصطلاح «ته چيزي بالا آمدن» خواسته داستان و شخصيت‌اش را خاص کند؟ در جاي ديگري از همين داستان مي‌خوانيم: سيامک گفت: «بيا. شاهد از غيب رسيد. هر دم از اين باغ بري مي‌رسد. الان بايد جون‌مون رو بزنيم زيربغل‌مون آ بريم يه جاي امن...» (صفحه‌ي ۳۸)
سيامک قبل و بعد از اين هم حرف مي‌زند و رد اينگونه سخن گفتن و استفاده از «آ» و آواهاي ديگر را در ديگر گفته‌هايش نمي‌بينيم. در هر ديالوگ تلاش شده که به خودي خود خاص باشد،‌اما به اين مساله توجه نشده ‌که بايد گفتمان يا نظم گفتار حفظ شود.
اما همان‌طور که قبلا گفتم حضور نويسنده در آثار چنگيزي يک علت ديگر هم مي‌تواند داشته باشد. او سراغ سوژه‌هايي مي‌رود که کم‌مايه نيستند. ماجراهاي جنگ و سربازي و آوارگان جنگي آبستن داستان‌هاي زيادي هستند. اما مي‌خواهم بگويم داستان‌هاي چنگيزي پرمايه به نظر نمي‌رسد، از بس که اين نويسنده به فکر داستان درست نوشتن است. به معناي ديگر به نظر من علي چنگيزي آنقدر حواسش به رعايت اصول داستان‌نويسي و استفاده از شگردهاي داستاني هست که هستي‌شناسي موقعيت داستاني‌ را قرباني مي‌کند. تعداد نويسندگاني که داستان‌هاي پراشکال مي‌نويسند کم نيست؛ علي چنگيزي اما داستان‌نويس خيلي خوبي است، توجه‌اش به قواعد ستودني است، اما به نظرم حيف است که او اين توانايي‌اش را صرفاً پاي ‌درست‌نوشتن داستان‌هايش قرباني کند. داستان چيزي فراتر از نوشتن براساس مشق‌هاي از پيش تعيين شده است. به نظرم چنگيزي به اندازه‌ي کافي ياد گرفته که چطور بايد بنويسد، اما حالا ديگر وقتش رسيده برود سروقت داستان‌هايش، جهان داستاني‌اش. مطمئنم که او بي‌بر‌و‌برگرد (اصطلاحي از جنس اصطلاحات داستان‌هاي چنگيزي) از اين آزمون نيز سربلند بيرون خواهد آمد. منتظر مي‌نشينم تا آن روز که به خاطر اثر بعدي‌اش کلاه از سر بردارم.

* اين نقد در ستون «در اغما» روزنامه فرهيختگان منتشر شده است.

تعداد مشاهده: ۵۳۲۰۳ - نظرات: ۳
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 3 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=480
نظرات
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
فرهاد خاکيان
دوشنبه - ۲۹ آبان ۱۳۹۱
اقاي پورمحسن عزيز ممنون بايت يادداشتتان. پر واضح است که نگاهتان سرشار از تيزبيني بوده. است. فقط يک سوال براي من رخ داد اينکه چند جايي صحبت در مورد استفاده به موقع از اصطلاحات است. ايا اينکه کي اين استفاده به موقع بوده قدري بحث رو سليقه اي نمي کنه؟

مجتبا پورمحسن
نظر لطف شماست. منظورم از «به موقع» يعني طوري است که منِ مخاطب به‌شکل واضحي نفهمم نويسنده دارد از اصطلاحات استفاده مي‌کند. جوري که جنس داستان طلب مي‌کند. شايد اگر همه موارد ديگر به خوبي اجرا شود، اصلا نيازي به توجه ويژه به اصطلاحات نباشد. چون ذاتي داستان مي‌شود.
امکانات: Email Website

اين نظر به صورت خصوصي نوشته شده است و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده مي باشد.

مينا
يک‌شنبه - ۲۸ آبان ۱۳۹۱
اول بگويم من اين کتاب را نخواندم. اصلا از اين نويسنده راستش تا حالا چيزي نخواندم  بنابراين هيچ داوري نسبت به اين او و کارش ندارم.
حرفم سر نوشته شماست فقط و بس.  دو سه بار نوشته تان را خواندم و بيشتر گيج شدم. يک جايي مي آوريد که ايراد نويسنده در اصرار و پافشاري زياد در اجراي تکينک و اصول داستان نويسي است و جاي ديگر نمونه هاي آورده شده از دل داستان نشان مي دهد که عکس اين قضيه است و اين نمونه ها  اتفاقا شگردي اند بيرون از اصول رايج و شناخته شده ي داستان نويسي. همين تکرار دو بار« گفتم »و البته تذکر به جاي شما که چه نيازي بود به اين تکرار؟ اما پاسخي   که از طرح سوال مي گيرد  غلط است  و مغاير با نظر خودتان.
نمونه ديگر گنجاندن مشتي  اصطلاحات و تکرار نابجاي آنهاست. که اين هم از ضعف سرچشمه ميگيرد  يا اصلا بي خبري يا سهل انگاري نه دقت در کاربرد تکنيک. تازه همين موارد را هم  ميتوانيم فرض بر شگرد شکني هم بگيريم اگر در بستر داستان خوش نشسته باشند و به قول شما نزنند بيرون .


شايد هم  درک و دريافت شما از اصول داستان و تکنيک آن با آنچه که ما شناختيم و مي شناسيم متفاوت باشد..
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 


سایت رسمی مجتبا پورمحسن
Mojtaba Pourmohsen Official Website


RSS 2.0

mojtaba@pourmohsen.com



روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
زخم...
چهارشنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۹

«زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد/ زخمي که حيله بر جگر اعتماد زد»
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۱۷۹۰۸۷۲ صفحه
مشاهده امروز: ۸۷۸ صفحه
بيشترين مشاهده:
جمعه - ۱۳ دي ۱۳۹۲
تعداد: ۵۶۹۴۰ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
شنبه - ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
تعداد: ۱۴۱ نفر
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
شروين ديگر سيگار نمي‌کشد
مصاحبه روزنامه بهار با مجتبا پورمحسن، درباره مجموعه شعر «روز انگشت»
در حسرتِ نوستالژي
ترس ازمرگِ کسي که از مرگ مي‌ترسيد
مرگ با پسرعمو شوخي دارد
جستجو

نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
کتاب‌ها
ليست فتوبلاگها
مراجعه به: