لينکدوني
ليست لينکها
آخرين لينکها
برنامه افتتاحيه شب‌هاي شعر و داستان مي‌رشت برگزار شد
نامهٔ الويس پريسلي به ريچارد نيکسون
به رئاليسم اعتقادي ندارم
نامه‌هاي جورج اورول؛ چهرۀ ديگر خالق قلعه حيوانات
۴۰ سال پس از کودتاي شيلي؛ اينجا آلنده خفته است
ترور کندي و حملۀ ۱۱ سپتامبر؛ شباهت و شبهات
۴۵ سال قبل؛ برژنف به دوبچک: جلوي رسانه‌ها را بگيريد
گفت و گو با مصطفي رحماندوست
رضا براهني: مصدق به کار امروز ما نمي‌آيد
قطب‌الدين صادقي: مصدق اعتماد به نفس ملي ما را بازگرداند
وب‌سايت رسمي مجتبا پورمحسن

بلاگستان
دوشنبه - ۱ فروردين ۱۳۹۰

براي انساني که در اين عصر زندگي مي‌کند و گرفتار روزمرگي‌هاي جامعه‌اي در حال توسعه است و روز را با استنشاق آلودگي هوا و شنيدن صداي کرکننده‌ي اتومبيل‌ها و عبور از پيچ و خم‌هاي دشوار زمانه‌ي حاضر شب مي‌کند، نوروز فرصتي طلايي است تا يکباره ديگر بينديشد، او که در ازدحام خيابان مطهري رشت يا حومه بروکلين نيويورک يا خيابان لارامبلاي بارسلون، خيابان آپيان وي رم يا خيابان لومبارد سانفرانسيسکو يا هر کجاي ديگر خودش را گم مي‌کند، به اين بهانه دوباره با خودش روبه رو مي‌شود.
اين قاعده‌اي است که آدم به دنيا مي‌آيد، بزرگ مي‌شود، مي‌فهمد که حتماً مي‌ميرد و ياد مي‌گيرد که چه‌طور روزها را در حالي به شب برساند که اين حقيقت را فراموش کرده باشد. آدمي تمام دانش و مهارت‌هايي را که ياد مي‌گيرد، در جهت فراموش کردن «هستي» خود است، ميرايي اين هستي بر او گران تمام مي‌شود و چون نمي‌تواند خود را ناميرا سازد، جوري رفتار مي‌کند که انگار باور دارد عمري جاودان در انتظارش است. به همين دليل شهوتي سيري‌ناپذير براي اندوختن مال و منال، تحصيل دانش و روياي شهرت وجودش را فرا مي‌گيرد. در يک مسابقه‌ي فوتبال، براي تيم محبوبش هورا مي‌کشد و فکر نمي‌کند که چنده ده سال بعد، او به شکل بي‌رحمانه‌اي وجود نخواهد داشت و بي‌رحمانه‌تر اين‌که تماشاگران آن روز، هرگز نبود او را احساس نمي‌کنند، آدمي است ديگر! تحصيل دانش مي‌کند تا به تخصص برسد تا کنه ناميرايي را خلق کند، غافل از آن‌که سرشت آدمي کار خودش را مي‌کند. آدم شعر مي‌نويسد، داستان مي‌نويسد، فيلم مي‌سازد، نقاشي مي‌کشد، موسيقي مي‌آفريند تا جهاني را به فرمان خودش خلق کرده باشد و دن کيشوت‌وار در يک عرصه‌ي خيالي پيروز شود؛ باشد که در جهاني که مي‌آفريند، ميرايي سهم ديگران شود و او همه‌ي جاودانگي را براي خود نگه دارد. مي‌شود؟ البته که نمي‌شود، نشده و نمي‌شود و نخواهد شد. همه‌ي انسان همين است و جهان هم به شکل غم‌انگيزي همين بوده است. انسان مي‌سازد، ويران مي‌کند و دوباره مي‌سازد و دوباره خراب مي‌کند؛ با اين دلخوشي که با ويران کردن و آباد ساختن، وقت مرگ را بتواند در دست بگيرد، مي‌شود؟ نه که نمي‌شود. حالا اين انسان - که اشرف مخلوقاتش مي‌دانند- شبانه‌روز خودش را در ازدحام خيابان، ازدحام کارها، تجمع افکار وپريشاني‌ها گم مي‌کند تا فراموش کند که مي‌ميرد.
اما با اين اوصاف، بايد ماند و ماند و مرداب شد، تا مرگ فرا برسد؟ قطعاً نه. بايد مناسبت‌هايي مثل نوروز را که يادآور ميرايي انسان است، به ماتم نشست؟ مطمئناً نه. اما مي‌توان انتظار داشت که نوروز بهانه‌اي باشد براي اين‌که انسان غرق شده در جهان مدرن، لحظه‌اي به خود بينديشد و واکاوي کند که چه بوده، چه هست و چه خواهد شد. اصلاً منظورم از اين جمله‌هاي کليشه‌اي «دنيا ارزش ندارد» و «هر چي به دست آوردي بايد بگذاري و بروي» و... نيست. نظرم متوجه اين واقعيت است که چقدر با خودمان - ديگران به کنار- خوب تا کرده‌ايم؟ چقدر با تصميمات نسنجيده و رفتارهاي نابخردانه، حضور سنگين هستي‌مان را بر سر ديگران هوار کرده‌ايم و با اين حضور بدشگون، حال خودمان را گرفته‌ايم؟
ديگري را مي‌گذاريم براي ديگراني که درباره‌شان بسيار نوشته‌اند و پرداخته‌اند. «من» به عنوان واحد انساني، در تقابل با ديگري، منيت فرد گرايانه‌اي را شکل مي‌دهد که هستي فرد را از هستي ديگران جدا مي‌کند. با اين«من» خود چه کرده‌ايم؟ «من» ما چه تعريفي پيدا کرده است؟ درست است که جهان خارج از «من» نقش پررنگي در شکل‌گيري هستي واحد هر انسان دارد، اما وقتي بپذيريم جهان خارج از من، براي تمام من‌ها وجود دارد و بر آن‌ها تاثيرگذار است، آن‌وقت مي‌توانيم روي اين فرض تامل کنيم که همان نقش کمرنگي که من در شکل‌گيري خود دارد، وجه تمايز «من» با ديگري است. ديگران را بگذاريم کنار، ببينيم از يک سال گذشته با خود چه کرده‌ايم، آيا توانسته‌ايم خود را نه براي ديگران، بلکه در تقابل با ديگران، چنان کنيم که در غياب ديگران، زير نور آفتاب بهاري، حال‌مان از خودمان به هم نخورد و بتوانيم خودمان را تحمل کنيم؟ ديگران را بگذاريم کنار، اگر «من»‌هايمان را براي خودمان پذيرفتني کنيم، بي‌شک براي «ديگران» دست کم آن‌قدر قابل تحمل خواهيم بود که از حضور خودمان به آرامش برسيم. هيچ آرمان و ايده‌آل دست‌نيافتني هم لازم نيست، فقط کمي، فقط يک کم بينديشيم که داريم سعي مي‌کنيم فراموش کنيم که مي‌ميريم و لااقل در اين حيات جبري، ديگران را بگذاريم کنار، خود«من»‌ها را پذيرفتني سازيم. يادتان نرود، وقت زيادي نمانده، همه‌ي ما به زودي مي‌ميريم. همه‌ي ما دير يا زود فراموش مي‌شويم و اگر يکي از ما نامش- نه خودش- جاودانه شد، مطمئن نه با هستي خودش، بلکه با تلقي ديگراني که پس از ما مي‌آيند، نامش ناميرا خواهد شد. نام به چه دردي مي‌خورد؟ امسال که مي‌نشينيم دور سفره هفت سين با خودمان عهد مي‌بنديم که حالا که مجبوريم در اين خانه پرنقش و خيال زندگي کنيم، کاري کنيم که چنان غيرقابل تحمل نباشيم که حتا خودمان هم حال خودمان را نداشته باشيم.

تعداد مشاهده: ۵۷۸۳ - نظرات: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=324
ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 


سایت رسمی مجتبا پورمحسن
Mojtaba Pourmohsen Official Website


RSS 2.0

mojtaba@pourmohsen.com



روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
زخم...
چهارشنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۹

«زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد/ زخمي که حيله بر جگر اعتماد زد»
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۲۱۰۳۶۱۵ صفحه
مشاهده امروز: ۸۵ صفحه
بيشترين مشاهده:
جمعه - ۱۳ دي ۱۳۹۲
تعداد: ۵۶۹۴۰ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
شنبه - ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
تعداد: ۱۴۱ نفر
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
شروين ديگر سيگار نمي‌کشد
مصاحبه روزنامه بهار با مجتبا پورمحسن، درباره مجموعه شعر «روز انگشت»
در حسرتِ نوستالژي
ترس ازمرگِ کسي که از مرگ مي‌ترسيد
مرگ با پسرعمو شوخي دارد
جستجو

نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
کتاب‌ها
ليست فتوبلاگها
مراجعه به: