لينکدوني
ليست لينکها
وب‌سايت رسمي مجتبا پورمحسن

چهارشنبه - ۲ تير ۱۳۸۹

توفان در فنجان

آيا کتابي که پرفروش است، حتماً کتاب خوبي يا ارزشمندي است؟ به عبارت ديگر آيا مي‌توان بين فروش و ارزش يک کتاب ارتباط برقرار کرد؟ از سوي ديگر، هر کتاب ارزشمندي، پرفروش خواهد شد؟ و اين‌که آيا اگر کتابي پرفروش نشد، کتاب خوبي نيست؟ آيا طبق منطقي به ظاهر روشنفکرانه، پروفروش بودن يک کتاب، به نوعي مي‌تواند نشانگر عامه‌پسند بودن يک اثر ادبي و ارزش ادبي پايينش باشد؟

تمام اين سوالات و پرسش‌هايي با منطق‌هاي مشابه هميشه مطرح بوده و انگار پاياني ندارد. براي پاسخ دادن به اين سوالات بايد از منطق استقرايي استفاده کرد. چرا که تاريخ ادبيات نشان داده، نمي‌توان صرفاً با منطق استعلايي سراغ اين نوع سوالات رفت. اما منطق استقرا، مبني بر واکنش‌هاي مشابه به دفعات قابل توجه است. بنابراين تيراژ يا همان شمارگان نقش مهمي در پاسخ به اين پرسش‌ها دارد.

حال بياييم بنگريم که يک کتاب پرفروش ادبي در ايران، چند نسخه به‌فروش مي‌رود. فرض کنيم تيراژ هر چاپ يک کتاب ادبي ۲۰۰۰ نسخه باشد (که البته به‌طور متوسط شايد ۱۵۰۰ نسخه باشد) و يک کتاب پرفروش ادبي ۱۵ بار تجديد چاپ شود. با اين اوصاف يک کتاب پرفروش ادبي، حدود ۳۰ هزار نسخه به فروش مي‌رسد. همان‌طور که مي‌دانيم استقرا مبتني بر تعدد است. بنابراين آيا مي‌توان با فروش ۳۰ هزار نسخه‌اي يک کتاب، در کشوري ۷۵ ميليون نفري، براساس استقرا، استدلال کرد؟

توجه داشته باشيم که به دليل بيمار بودن صنعت نشر و نقص سيستم توزيع کتاب، کتاب‌ها در بازار نشر رقابت برابري ندارد. در ضمن اين تعداد آن‌قدر کم است که نمي‌توان آن را معياري براي يک جامعه آماري مناسب تلقي کرد. فراموش نکنيم که تعداد در اين استقرا، چندان هم برابر نيست. يعني نمي‌توان يک خواننده کتاب را با يک خواننده ديگر هم‌سنگ دانست. بنابراين در جامعه‌اي با مختصات ايران که جامعه‌اي کتاب‌نخوان است، به سختي بتوان پرفروش بودن يک کتاب را دليلي براي کيفيت ادبي اثر دانست.

از طرف ديگر نفروختن يک کتاب ادبي هم نمي‌تواند معياري بر کيفيت ادبي پايينش باشد. به‌خصوص در جامعه کتاب‌نخوان ايراني، شايد فروش فقط ۳۰ هزار نسخه‌اي يک کتاب، اتفاقي عجيب به نظر برسد، اما فروش نرفتن ۱۵۰۰ نسخه چاپ اول يک اثر ادبي، رخداد غيرمنتظره‌اي نيست. چه کسي مي‌تواند ادعا کند که همان سي هزار نفري که يک کتاب پرفروش را خوانده‌اند، حتماً موفق به خواندن کتابي کم‌فروش هم شده‌اند؟ اصلاً شايد مدل نوشتن يک نويسنده جوري نباشد که انبوهي از مخاطبان را جلب کند، انبوهي که در کشور ما فقط ۳۰ تا ۵۰ هزار نفر است.

با اين همه به نظر نمي‌رسد در کشور ما با آمار کتاب‌خواني فاجعه‌آميز، تيراژ يک اثر ادبي دليلي بر کيفيت ادبي اثر باشد. اما بايد در نظر داشت به عنوان يک فعال در عرصه فرهنگ طبيعي است که از فروش هر اثر ادبي، فارغ از کيفيت ادبي‌اش استقبال کنيم و اميدوار باشيم که يک روز تيراژ کتاب‌هاي ادبي با کيفيت اما نامجبوب‌مان، همين سي هزار نسخه باشد. و البته پرواضح است که در نقد و عياري يک اثر ادبي، فقط مي‌توان يک عدد کتاب را مورد بررسي قرار داد، نه سي هزار نسخه‌اي را که از آن به فروش رفته است.

زمان درازي در پيش داريم تا به جايي برسيم که حرف از مقايسه کتاب‌هاي پرفروش و کم‌فروش به ميان آوريم. تا آن روز بهتر است با تيراژ ۴۰-۳۰ هزارنسخه‌اي کتابي پرفروش، در فنجان توفان به پا نکنيم.

* اين يادداشت در سايت ادبيات ما منتشر شده است.


تعداد مشاهده: ۳۱۲ - نظرات: ۵
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 5 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=270
نظرات
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
مهري
سه‌شنبه - ۸ تير ۱۳۸۹
سلام مجتبي عزيز آدرس وبلاگ من تغيير کرده است از شنيدن نظر شما خوشحال خواهم شد.
امکانات: Email Website

ترتيزک
شنبه - ۵ تير ۱۳۸۹
تاملي بر مجموعه شعر " اين مرده سيب نيست يا خيار است يا گلابي "

                                       سروده ي  رزا جمالي
امکانات: Email Website

اين نظر به صورت خصوصي نوشته شده است و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده مي باشد.

اين نظر به صورت خصوصي نوشته شده است و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده مي باشد.

دمادم
چهارشنبه - ۲ تير ۱۳۸۹
با صنعت نشر بيماري که داريم  فروش رفتن و فروش نرفتن هيچکدام نمي تواند معيار ي براي ارزشمند بودن يا حتي ارزشمند نبودن اثري باشد. تبليغات؛ تنها نکته اي ست که در اينجا حرف اول را مي زند. حالا چه از سوي ناشر باشد و تعداد جايزه هاي گرفته شده ي معتبر اثر يا از سوي نهاد دولتي ،فرقي نمي کند . گاه البته خيلي بندرت کتاب هايي هستند که راه خود را در اين آشفته بازار نشر و مخاطب پدا مي کنند.
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 


سایت رسمی مجتبا پورمحسن
Mojtaba Pourmohsen Official Website


RSS 2.0



mojtabapourmohsen@gmail.com



روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
زخم...
چهارشنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۹

«زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد/ زخمي که حيله بر جگر اعتماد زد»
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۷۶۳۷۹۱ صفحه
مشاهده امروز: ۲۵ صفحه
بيشترين مشاهده:
سه‌شنبه - ۱۵ دي ۱۳۸۸
تعداد: ۳۲۲۶ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۲ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
جمعه - ۲۰ مهر ۱۳۸۶
تعداد: ۶۷ نفر
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
ميل و امتناع به مرگ
گفت و گوي اشپيگل با هاروکي موراکامي، نويسنده ژاپني:
دعوت به خواندن كتاب بهار ۶۳ - علي خدايي
گفت و گو با جيران گاهان، نويسنده کتاب «زير آفتاب خوش‌ خيال عصر»
يک شعر
جستجو

نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
کتاب‌ها
ليست فتوبلاگها
تبليغات
ما و غرب

کتاب «ما و غرب» مجموعه گفت و گو با انديشمندان/ ۱۳۸۷/ راديوزمانه
گزيده‌ي شعرهاي ريموند کارور

گزيده‌ي شعرهاي ريموند کارور
تانگوي تک‌نفره

مجموعه شعر «تانگوي تک‌نفره»/ ۱۳۸۷/ گروه انتشارات آزاد ايران
هفت‌ها

مجموعه شعر «هفت‌ها»/ ۱۳۸۵/ انتشارات هزاره سوم انديشه
بهار 63

بهار ۶۳/رمان/ ۱۳۸۸/ نشر چشمه
مردي بدون کشور

مردي بدون کشور
من مي‌خواهد خودم را تصادف کنم

مجموعه شعر «من مي‌خواهد خودم را تصادف کنم خانم پرستار»/ ۱۳۷۹/ انتشارات نامجوفرد
مجموعه شعر تانگوي تک نفره

مجموعه شعر «تانگوي تک‌نفره»/۱۳۸۸/ انتشارات هزاره سوم انديشه
مراجعه به: