لينکدوني
ليست لينکها
وب‌سايت رسمي مجتبا پورمحسن

پنج‌شنبه - ۲۴ دي ۱۳۸۸

 بزرگ شدم تا همدرد ديگران باشم

روزنا گرينستريت/ ترجمه: مجتبا پورمحسن

جويس کرول اوتس، نويسنده‌ي ۷۱ ساله‌ي آمريکايي در روستايي در نزديکي نيويورک به دنيا آمد و همان‌جا بزرگ شد. او در سال ۱۹۶۴‌، برنده‌ي بورسيه‌ي دانشگاه سيراکوز شد و در همان سال اولين رمانش را منتشر کرد. يکي از رمان‌هاي او به نام «آن‌ها» جايزه‌ي ملي کتاب را براي او به ارمغان آورد و رمان «موطلايي» او کانديداي جايزه‌ي پوليتزر شد. از اين نويسنده، شاعر و نمايشنامه‌‌نويس برجسته، هفته‌ي اخير دو رمان «‌يک دوشيزه‌ي زيبا» و «‌پرنده‌‌ي کوچک در بهشت» منتشر شده است.

در زندگي‌تان کي بيش از هميشه خوشحال بوده‌ايد؟
دو روز: ۲۳ ژانويه ۱۹۶۱ و ۱۳ مارس ۲۰۰۹ ( دو روزي که عروس شدم).

بزرگ‌ترين ترس‌تان چيست؟
چيزي که همه از آن مي ترسيم، از دست دادن معنا و اهميت در زندگي‌مان.

دورترين خاطره‌اي که در ذهن داريد، چيست؟
بيماري سرخک گرفته بودم و درمانده و تب‌دار روي تخت افتاده بودم و پدر و مادرم مضطربانه دور و برم مي‌پلکيدند. احتمالاً چهار سالم بود.

معذب‌ترين لحظه‌اي که تجربه کرده‌‌ايد؟
الان، مي‌ترسم، همين الان معذبم.

گران‌بهاترين اندوخته‌‌تان؟
ازدواجم.

مايل بوديد چه قدرت ويژه‌اي داشتيد؟
قدرت ويژه! نمي‌دانستم که حتا قدرت معمولي هم دارم.

چه چيز خودتان را بيش از بقيه دوست نداريد؟
اين‌که هميشه مي‌گويند آدم خجالتي و گوشه‌گيري هستم.

عطر مورد علاقه‌‌تان؟
عطر ياس.

کلمه‌ي مورد علاقه‌تان؟
نوکتورن.

کتاب محبوب‌تان؟
مجموعه اشعار اميلي ديکنسون.

در مراسم بالماسکه، چه پوششي را انتخاب مي‌کنيد؟
يک لباس شب زيباي فورچني ( يک بِرَنْد مُد).

گناه‌آلودترين لذت‌تان چيست؟
اين‌که پاي پنجره وقتم را تلف کنم.

چه چيزي را مديون پدر و مادرتان هستيد؟
همه چيز.

چه کسي يا چه چيزي بزرگ‌ترين عشق زندگي‌تان است؟
من دو عشق بزرگ در زندگي‌ام داشته‌ام. ريموند اسميت، شوهر اولم ( که فوريه ۲۰۰۸ درگذشت) و شوهر جديدم، چارلز گروس ( که مارس ۲۰۰۹ با او ازدواج کردم.)

عشق چه جوري است؟
عشق، احساسي وصف‌ناپذير است، شايد يک اعتقاد، معنايي از ايمان.

چه کلمه يا عبارتي را به‌طور مفرط استفاده مي‌کنيد؟
اگر مي‌دانستم بيش از حد به کارشان نمي‌بردم!

اگر مي‌توانستيد گذشته‌تان را اصلاح کنيد، چه چيزي را عوض مي‌کرديد؟
يک نويسنده نمي‌تواند هيچ چيز را از گذشته‌اش پاک کند، چون اگر اين کار را بکند، آثاري که در آن دوره خلق کرده هم پاک خواهد شد. براي مثال من و همسر جوانم، وقتي تازه ازدواج کرده بوديم، ۹ ماه جهنمي را در بيمونت تگزاس تجربه کرديم. اما در آن ايام که به نوعي تبعيد از تمدن بود، من بخش اعظم اولين رمانم را کامل کردم.

اگر مي‌توانستيد به گذشته برويد،کجا مي‌رفتيد؟
به يک روز ساده در سال‌هاي بسيار دور که با پدر و مادر و مادربزرگم گذراندم. وقتي دختر بچه‌اي بودم و پدر و مادرم در دهکده‌اي زندگي مي‌کردند که حالا فقط توي خواب مي‌بينمش.

آخرين بار کي و چرا گريه کرديد؟
از وقتي همسرم، ريموند درگذشت، بارها گريه مي‌کنم. قبل از آن، به ندرت اتفاق مي‌‌افتاد.

دوست داريد در مراسم خاکسپاري‌تان چه آهنگي نواخته شود؟
نمي‌خواهم آهنگي نواخته شود، اما شايد يک نوکتورن از شوپن بد نباشد.

مهم‌ترين درسي که زندگي به شما داد، چه بود؟
من بزرگ شدم تا همدرد ديگران باشم.

* ترجمه‌ي اين گفت و گو در روزنامه‌ي فرهيختگان منتشر شده است.


تعداد مشاهده: ۸۳۰ - نظرات: ۵ - دنبالکها: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 5 Blog Trackbacks - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=224
دنبالکها
براي ثبت دنبالک براي اين نوشته در سايت خودتان ميتوانيد از آدرس زير استفاده نماييد.
http://www.pourmohsen.com/trackback.php?id=224&code=S0XOZBG
نظرات
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
ترتيزک
سه‌شنبه - ۲۹ دي ۱۳۸۸
تاملي بر مجموعه شعر \" به وقت البرز \" سروده ي مهرنوش قربانعلي



                          ادامه نيم بند آزمايشي ….
امکانات: Email Website

مرتضا
سه‌شنبه - ۲۹ دي ۱۳۸۸
اين خانم جز ازدواج و مسائل مربوطه به چيزي هم توجه نشان مي دهد؟
امکانات: Email Website

فريبا منتظرظهور
يک‌شنبه - ۲۷ دي ۱۳۸۸
انتخاب و ترجمه عالي بود. ممنون.
امکانات: Email Website

الهه علي خاني
شنبه - ۲۶ دي ۱۳۸۸
ميداني چي اش برام جالب بود : گناه الود ترين لذتش ! تا اونجايي که من ميدونم خيلي پر مي نويسه ويکي از پر کارترين نويسنده هاست !!!
امکانات: Email Website

شيما زارعي
جمعه - ۲۵ دي ۱۳۸۸
در اين روزهايي که همه چيز در قاب‌هاي محدود خستگي منجمد شده است، چقدر خواندن اين مصاحبه‌ها دلچسب است. دست مريزاد به کوشش بي‌وقفه‌ي شما.

مجتبا پورمحسن
ممنون از دلگرمي شما خانم زارعي گرامي
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 


سایت رسمی مجتبا پورمحسن
Mojtaba Pourmohsen Official Website


RSS 2.0



mojtabapourmohsen@gmail.com



روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
زخم...
چهارشنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۹

«زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد/ زخمي که حيله بر جگر اعتماد زد»
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۷۶۵۱۶۹ صفحه
مشاهده امروز: ۴۴۱ صفحه
بيشترين مشاهده:
سه‌شنبه - ۱۵ دي ۱۳۸۸
تعداد: ۳۲۲۶ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
جمعه - ۲۰ مهر ۱۳۸۶
تعداد: ۶۷ نفر
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
ميل و امتناع به مرگ
گفت و گوي اشپيگل با هاروکي موراکامي، نويسنده ژاپني:
دعوت به خواندن كتاب بهار ۶۳ - علي خدايي
گفت و گو با جيران گاهان، نويسنده کتاب «زير آفتاب خوش‌ خيال عصر»
يک شعر
جستجو

نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
کتاب‌ها
ليست فتوبلاگها
تبليغات
بهار 63

بهار ۶۳/رمان/ ۱۳۸۸/ نشر چشمه
تانگوي تک‌نفره

مجموعه شعر «تانگوي تک‌نفره»/ ۱۳۸۷/ گروه انتشارات آزاد ايران
من مي‌خواهد خودم را تصادف کنم

مجموعه شعر «من مي‌خواهد خودم را تصادف کنم خانم پرستار»/ ۱۳۷۹/ انتشارات نامجوفرد
مجموعه شعر تانگوي تک نفره

مجموعه شعر «تانگوي تک‌نفره»/۱۳۸۸/ انتشارات هزاره سوم انديشه
مردي بدون کشور

مردي بدون کشور
ما و غرب

کتاب «ما و غرب» مجموعه گفت و گو با انديشمندان/ ۱۳۸۷/ راديوزمانه
هفت‌ها

مجموعه شعر «هفت‌ها»/ ۱۳۸۵/ انتشارات هزاره سوم انديشه
گزيده‌ي شعرهاي ريموند کارور

گزيده‌ي شعرهاي ريموند کارور
مراجعه به: