چمدانم را ميبندم از کتابخانهاي که دست تو روي عطف کتابهايش جا مانده، چند کتابي را که ميتوانم با خودم ببرم برميدارم فندکي را که هديه تولدم بود، جا ميگذارم براي آخرين بار به گلدان گل مصنوعي آب ميدهم بطري آب را که رد ماتيکت هنوز رويش مانده، سر ميکشم نه، حواسم هست قرصهايم را هم گذاشتهام توي زيپ چمدان از خانه ميزنم بيرون ميروم که ترکت کرده باشم تا پايين پلهها نرسيده، برميگردم نه، قرار است بگويم ميروم ميروم به خانه تا در اين بازي، نقش خودم را بازي کنم چمدان را باز ميکنم قاب عکست را ميبوسم و به سينه ميچسبانم آهي ميکشم از سر اينکه چرا ترکت کردهام و از خانه به خانه رفتهام پردهها را ميکشم که کسي بازي ما را نبيند همهي اينها درست اما دود سيگارها که از ريه برميگردند آيا باور ميکنند که من از خانه خودم رفتهام به خانه خودم تا تو را که ترکم کردهاي نقشت را من بپذيرم؟
سلام آقاي پورمحسن. پست هايي از شما که تحت عنوان شعر آورده ايد خواندم و اعتراف مي کنم که عالي بود. و اين شعر دقايقي طولاني مرا با خود پشت پرده ه ي اتاقتان نگاه داشت. لينکتان کردم و البته با نامي مختوم به (الف). سپاس به خاطر زيبايي کلامتان.
امکانات:
اين نظر به صورت خصوصي نوشته شده است و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده مي باشد.
فرشاد
پنجشنبه - ۲۹ مرداد ۱۳۸۸
سلام دوست گيلاني عزيز :
گويا شما در روزنامه گيلان امروز مشغول به همکاري هستيد ... يک سوال داشتم ، 1- روزنامه/هفته نامه هاي اصلاح طلب رشت کدامند ؟؟ 2- هفته نامه گبلان بهتر چطور است ؟؟ 3- بهترين کدام است ؟؟
منتظر پاسخ شما.. فرشاد
امکانات:
پيمان
پنجشنبه - ۲۹ مرداد ۱۳۸۸
پايان زيبايي داشت.
امکانات:
ameneh .f
چهارشنبه - ۲۸ مرداد ۱۳۸۸
perfect ..
امکانات:
اين نظر به صورت خصوصي نوشته شده است و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده مي باشد.