۱- در تعجبم از اين شهوتي که در جامعه ما براي بردن آبروي ديگران شکل گرفته است. مشکل بسياري از ما اين است که با فساد مخالف نيستيم، با فساد ديگران مخالفيم. الان فقط رييسجمهور محترم ما نيست که بر اين موج سوار شده، او صرفاً دارد به اين شهوت مردم پاسخ ميدهد. ۲- مناظره امشب مهدي کروبي و محمود احمدينژاد، مطمئنم که بودم، مطمئنترم کرد که بايد به ميرحسين موسوي راي بدهم. من امشب يک فاجعه را به چشم ديدم. اينکه «افشاگري» (بدون مدرک) و آن چيزي که قاعدتاً بايد در ستون «شايعات» روزنامهها ديده شود، به سرعت و در عرض کمتر از يک هفته آنقدر به براي جامعه خوشايند بوده که مهدي کروبي امشب ترجيح داد به جاي آرامش، اين گفتمانِ غيراخلاقي را تقليد کند. من هرگز آدم اخلاقگرايي نبودهام و نيستم. اما به يک چيزهايي اعتقاد دارم که يکي از آنها حقوق خصوصي آدمهاست. آنچه در اين شبها داريم ميبينيم، مناظره نيست، سقوط فکري يک جامعه است، جامعهاي که آنقدر هيجانزده و خشمگين و دور از منطق شده است که با افشاگري بدون سند و مدرک (که اسمش اتهام است نه افشاگري) ارضا ميشود. به عبارت ديگر اين مردم مشکلشان ظلم نيست، مشکلشان ظالم است. اگر ظالم خودشان باشند، اشکالي ندارد. خودشان روزي صد بار صد قانون را زير پا ميگذارند، اما اگر ازشان بپرسي، ميگويند تقصير ما نيست، تقصير سيستم دولتي است. اما اگر ديگري قانونشکني کند، حتماً ريشهي تمام مفاسد، همان شخص است. يکبار دادشان ميرود هوا که چرا عدهاي بدون مدرک متهم ميشوند، چرا بدون مدرک زنداني ميشوند، و از طرف ديگر خودشان لذت ميبرند از اتهامزني بدون مدرک. تا حالا کسي را ديدهايد که درباره اموال ديگران تشکيک نکند؟ از نظر جامعه ما همهي «بقيه» اموالشان را از راه نامشروع به دست آوردهاند، و فقط سر آنها بيکلاه مانده است. از نظر مردم ما همهي «بقيه» دروغگو هستند و فقط خودشان راستگو هستند. نميگويم که نبايد کانديداها عليه يکديگر «افشاگري» کنند. اين يکي از شيوههاي رايج در انتخابات در اکثر نقاط دنياست. اما دو نکته را از ياد نبريم اينکه آيا در کشور ما «همه» ميتوانند «افشاگري» کنند؟ نه همه، آيا بقيه کانديداها هم ميتوانند چنين اتهاماتي به بقيه بزنند؟ دوم اينکه در کجاي دنيا يک نفر بدون مدرک، آبروي نداشته رقبايش را حراج ميکند؟ آيا اين اسمش افشاگري است؟ اگر اين کار را بکند، نتيجهاش چه خواهد بود؟ ۳- مهم اين نيست که آدم آبروي همفکرانش را حفظ کند. اين ابتداييترين منفعتانديشي هر موجود، و نه فقط انسان است. مهم اين است که بپذيريم حتا بدون مدرک، به مخالفانمان اتهام نزنيم، هرچند اگر قلباً مطمئن باشيم که «اتهام» نيست و «واقعيت» است. دنياي مدرن يعني اينکه قانون جاي احساسات، منويات قلبي و... را بگيرد. وگرنه فردا هر کس براساس اعتقادات «قلبي»اش خواهد توانست چنين اتهاماتي را نثار شما کند. ۴- امشب وقتي ديدم کروبي هم ترجيح داده با قواعد اين موج حرف بزند، مطمئن که بودم، مطمئنتر شدم که بايد به ميرحسين موسوي راي دهم. ۵- ميرحسين موسوي، معصوم نيست، سقف مطالبات من از يک رييسجمهور هم نيست. ژست انتخاب بين بد و بدتر را هم درست نميدانم. سياست و انتخابات در تمام دنيا همين است. بايد از بين کانديداهاي موجود يکي را انتخاب کرد. کانديداي ايدهآل، مال روياهاست. ما در طول چهار سال رياستجمهوري، در حاليکه بايد ايدهآليست باشيم و سقف مطالباتمان را مطرح کنيم، چهار سال ميرويم ميخوابيم و به زمين و زمان فحش ميدهيم و شبِ انتخابات، سقف مطالباتمان را مطرح ميکنيم. شبِ انتخابات، شبِ شعارهاست. شبِ انتخابات، شبِ انتخاب «بهترين گزينه موجود» براي فراهم آمدن طرح مطالبات حداکثري است. ۶- نميترسم که اگر ميرحسين موسوي پس از انتخاب، اشتباه کند يا قانوني را نقض کند. چون مطمئنم حتماً اشتباه خواهد کرد، چون هر کس ديگري هم اشتباه ميکند. مهم اين است که مطمئنم ميرحسين موسوي کمتر از احمدينژاد اشتباه خواهد کرد، حتا وقتي که يک نفر بدون مدرک ديگران و حتا همسرش را متهم کند. حتا اگر موسوي از احمدينژاد هم بيشتر اشتباه بکند، جرئتش را دارم به خودم بگويم که اشتباه کردم و سعي کنم دفعه بعد انتخاب بهتري داشته باشم. ۷- اعتقادي به راي ندادن ندارم. اما به همه آنهايي که راي نميدهند، احترام ميگذارم. لطفي هم نميکنم، وظيفه من است که به نظر ديگران احترام بگذارم. ۸- من حتماً به ميرحسين موسوي راي ميدهم.
از شما ممنونم. ملت ايران علاوه بر آنچه که گفتيد کم حوصله هم هستند يعني بهترين چيز را در کمترين زمان مي خواهند فکر ميکنند مثلا فرانسه يک شبه فرانسه شد
امکانات:
شراره
يکشنبه - ۱۷ خرداد ۱۳۸۸
مي خواهيم به کساني که آگاهي درستي از هيچ يک نداريم راي بدهيم ؟ راي بدهيم به کساني که که به راستي هيچ يک اطمينان نداريم ؟ رآي بدهيم به کساني که اولين دغدغه شان رسيدن به قدرت و قهرمان شدن است ؟ ..........
امکانات:
کوروش
يکشنبه - ۱۷ خرداد ۱۳۸۸
مرسي مجتبا جان تحليل قشنگي نوشتي.درست و به جا گفتي رفيق.دمت گرم
امکانات:
افشين
يکشنبه - ۱۷ خرداد ۱۳۸۸
اهالي فرهنگ عزيز سياست مداران روشنفكران ناموس پرستان آيا مي دانيد آگاهي طبقاتي يعني چه ؟ شما داريد خودتان را گول مي زنيد شما داريد از مير حسين آنچيزي كه نيست مي سازيد . مير حسين موسوي همان نخست وزيري است كه در زمان حكومت هشت ساله اش پوشيدن شلوار جين حرام بود حالا جلوي تلويزيون از عدم تجسس توي زندگي مردم صحبت مي كند ؟ بسياري از نابرابري هايي كه اكنون جامعه ي ما با آن روبروست بسياري از اين رانت خاري ها مميزهاو گزينش ها در زمان همين آقا نهادينه شد ؟ يك لحظه به خود بياييد شما داريد به كسي راي مي دهيد كه هم فلاحيان هم مسيح مهاجري هم ناطق نوري و هم آندسته از اصلاح طلباني كه دمكراسي و شعار دمكراسي را براي رسيدن به قدرت سر مي دهند - راي مي دهند . به خودتان بياييد به اين ماموت راي ندهيد او هيچ سنخيتي با شما ندارد ..
امکانات:
هدي
شنبه - ۱۶ خرداد ۱۳۸۸
يکي از بهترين تحليل هايي که تا حالا خوندم...ممنون منم به همين دليل به موسوي راي ميدم...حرفاي کروبي به همون چيپي احمدي نژاد بود کاري که موسويّ اگاهانه از اون پرهيز کرد!