لينکدوني
ليست لينکها
آخرين لينکها
برنامه افتتاحيه شب‌هاي شعر و داستان مي‌رشت برگزار شد
نامهٔ الويس پريسلي به ريچارد نيکسون
به رئاليسم اعتقادي ندارم
نامه‌هاي جورج اورول؛ چهرۀ ديگر خالق قلعه حيوانات
۴۰ سال پس از کودتاي شيلي؛ اينجا آلنده خفته است
ترور کندي و حملۀ ۱۱ سپتامبر؛ شباهت و شبهات
۴۵ سال قبل؛ برژنف به دوبچک: جلوي رسانه‌ها را بگيريد
گفت و گو با مصطفي رحماندوست
رضا براهني: مصدق به کار امروز ما نمي‌آيد
قطب‌الدين صادقي: مصدق اعتماد به نفس ملي ما را بازگرداند
وب‌سايت رسمي مجتبا پورمحسن

بلاگستان
يک‌شنبه - ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۸

 

 

ناتاليا کلاين، نوازنده‌ي ۳۲ ساله‌ي انگليسي همان سازي را مي‌نوازد که ساز محبوب من است: ويولونسل.

کلاين که در دورست انگليس به دنيا آمده، نوازندگي را از شش سالگي آغاز کرد. مادر ناتاليا، ويولونيستي حرفه‌اي و پدرش هم نوازنده‌ي‌ آماتور ويولا بود.

کلاين در گفت و گو با نشريه‌ي گاردين مي‌گويد که اولين موفقيت حرفه‌اي او در ده سالگي‌اش رقم خورد، وقتي که در تالار کليساي شهر دورست، اولين کنسرتش را تجربه کرد.

کلاين مثل خيلي‌هاي ديگر، براي پيشرفت، از يک سري چيزها در زندگي‌اش گذشته است: «تعطيلات آخر هفته، شنبه‌ها و يک شنبه‌ها براي من روز کار است. بيرون که مي‌روم، زوج‌هاي خوشحالي را مي‌بينم که در پارک قدم مي‌زنند. اما من نمي‌توانم جاي آن‌ها باشم.»

کلاين پس از آن‌که موفق به کسب بورسيه ملکه اليزابت شد، در سال ۱۹۹۴‌با اجراي کنسرتو ويولونسل الگار، برنده‌ي مسابقه‌ي موزيسين سال بي‌بي‌سي شد. او اولين بريتانيايي بود که با اجراي سوناتاي شوستاکويچ و کنسرتو ويولونسل الگار در مسابقه‌ي انتخاب بهترين موزيسين يورو ويژن در ورشو به عنوان اول دست پيدا کرد.

لورا بارنت از کلاين مي‌پرسد که آيا او براي هنرش، رنج مي‌کشد؟ کلاين مي‌گويد: «نوازندگي به همان اندازه  که به من لذت مي‌دهد، با رنج هم توامان است. روز کنسرت، حسي شبيه افسردگي خفيف دارم. وارد دنياي خودم مي‌شوم، مثل فنر فشرده‌اي که براي رها کردن انرژي‌اش منتظر است.»

کلاين در سال ۲۰۰۵ برنده‌ي جايزه‌ي بي‌آر‌آي تي شد. او اولين اجراي رسمي‌اش را در آگوست ۱۹۹۷ تجربه کرد‌ و با سر راجر نورينگتن کنسرتو ويولونسل هايدن را در ارکستر مجلسي ملي جوانان بريتانياي کبير اجرا کرد. ناتاليا به عنوان نوازنده‌ي ويولونسل در بسياري از ارکسترهاي مشهور انگليسي از جمله، ارکستر فيلارمونيک لندن، سلطنتي و ليورپول اجرا داشته است.

کلاين با اجراي کنسرت‌هايي در آمريکا، کانادا، آمريکاي جنوبي، آلمان، اتريش و اسپانيا به شهرتي بين المللي رسيد. اولين اجراي او با مونرال سمفوني و مارک ويگلزدورس با استقبال مخاطبان روبه روشد.

ناتالي در گفت و گويي که با عنوان «سيماي يک هنرمند: ناتالي کلاين» در گاردين چاپ شده، در جواب اين سوال که آيا موسيقي کلاسيک حقيقتاً نخبه‌پسند است يا نه، مي‌گويد: «نه، موسيقي کلاسيک حقيقتاً فراگير است. اما خب ساده نيست. براي لذت بردن از موسيقي کلاسيک بايد دقت داشت و حال و هواي مناسب هم وجود داشته باشد. هر چه بيشتر يک آهنگساز را بفهميد، از موسيقي او بيشتر لذت مي‌بريد.»

اين نوازنده جوان، به لئونارد کوهن «به خاطر صداي پر احساس و آکنده‌ از شکوه‌اش که گاهي فقط نهنگ‌ها مي‌توانند بشنوندش»، علاقه‌ي زيادي دارد.

عکاسي، هنري است که ناتالي به آن بدبين است. او مي‌گويد: «هيچ‌وقت مطمئن نيستم که زيبايي يک تصوير، متعلق به زندگي واقعي است يا هنر عکاس.»
اولين آلبوم ناتالي کلاين، تک‌نوازي قطعاتي برامز و سونات ويولونسل‌هاي شوبرت بود که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. دو سال بعد هم اجراي او از سونات‌هاي راخما‌نينوف و شوپن انتشار يافت.

لورا بارنت در پايان مصاحبه از او مي‌پرسد که دوست داشت در فيلم زندگي‌اش چه کسي نقش او را بازي مي‌کرد و پاسخ ناتالي کلاين جالب است: «مت لوکاس. آن وقت حاضر مي‌شدم همين الان فعاليت حرفه‌اي‌ام را کنار بگذارم تا فيلم زندگي‌ام را ببينم»!

اجراي قطعه «سلام بر عشق» اثر ادوارد الگار توسط ناتالي کلاين را از اين‌جا بشنويد.


تعداد مشاهده: ۴۸۶۹ - نظرات: ۱
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 1 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=151
نظرات
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
علي ابوطالبي
دوشنبه - ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۲
سلام. من علي ابوطالبي هستم نوازنده موسيقي ايراني و به تازگي كلاسيك . من تمبك و سه تار كار كردم و الان حدود دو ساله كه عاشق صداي ويولا شدم . به قدري عاشق آلتو يا همون ويولا شدم كه بدو.ن داشتن استاد سه كتاب لوويولن را به تنهايي زدم و بعد كه به استاد مراجعه كردم استاد از اين كارم تعجب كرده بود . حالا سوئيت هاي باخ را ميزنم و عاشق ورزش كوهنوردي هم هستم و بتازگي يك وبلاگ درست كردم و .....اگه دوست داشتيد به وبلاگم يك سري بزنيد البته ربطي به موسيقي نداره اما بي ربط هم نيست عكس من توي وبلاگم هست. با سپاس از شما .
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 


سایت رسمی مجتبا پورمحسن
Mojtaba Pourmohsen Official Website


RSS 2.0

mojtaba@pourmohsen.com



روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
زخم...
چهارشنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۹

«زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد/ زخمي که حيله بر جگر اعتماد زد»
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۲۸۱۹۱۵۶ صفحه
مشاهده امروز: ۲۸۲ صفحه
بيشترين مشاهده:
دوشنبه - ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷
تعداد: ۹۰۶۶۸ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
شنبه - ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
تعداد: ۱۴۱ نفر
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
شروين ديگر سيگار نمي‌کشد
مصاحبه روزنامه بهار با مجتبا پورمحسن، درباره مجموعه شعر «روز انگشت»
در حسرتِ نوستالژي
ترس ازمرگِ کسي که از مرگ مي‌ترسيد
مرگ با پسرعمو شوخي دارد
جستجو

نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
کتاب‌ها
ليست فتوبلاگها
مراجعه به: