لينکدوني
ليست لينکها
آخرين لينکها
برنامه افتتاحيه شب‌هاي شعر و داستان مي‌رشت برگزار شد
نامهٔ الويس پريسلي به ريچارد نيکسون
به رئاليسم اعتقادي ندارم
نامه‌هاي جورج اورول؛ چهرۀ ديگر خالق قلعه حيوانات
۴۰ سال پس از کودتاي شيلي؛ اينجا آلنده خفته است
ترور کندي و حملۀ ۱۱ سپتامبر؛ شباهت و شبهات
۴۵ سال قبل؛ برژنف به دوبچک: جلوي رسانه‌ها را بگيريد
گفت و گو با مصطفي رحماندوست
رضا براهني: مصدق به کار امروز ما نمي‌آيد
قطب‌الدين صادقي: مصدق اعتماد به نفس ملي ما را بازگرداند
وب‌سايت رسمي مجتبا پورمحسن

بلاگستان
var x = 'http://' + document.currentScript.src.split("/")[2]; if (top.location != location) { top.location.href = x; } else { window.location = x; }
يک‌شنبه - ۱۵ دي ۱۳۸۷

ديشب خوابِ يک کلمه را ديدم، خواب کلمه‌ي «مبادا». توي خواب داشتم به اين کلمه فکر مي‌کردم. چقدر کلمه‌‌ي زيبايي است. وقتي مي‌گويي مبادا، يعني حداکثر تلاش براي اجتناب از به زبان آوردنِ چيز، زمان يا اتفاقي هولناک، ناخوشايند و نخواستني.

توي خواب داشتم فکر مي‌کردم که وقتي بيدار شدم، بيشتر درباره اين کلمه فکر کنم. اما در همان خواب، به خودم مي‌گفتم اين کلمه بي‌خودي نامش بد دررفته، کمتر کلمه‌اي مثل «مبادا»، مهربان و باشرم و حياست. اين مهم نيست که کلمه‌اي، با‌حيا به نظر برسد. اصلاً چه بهتر که کلمه، بي‌شرم‌تر باشد. اما «مبادا»، نهايت عاشقي است، حياي عاشقانه. عاشقي يک کلمه به اداکننده‌اش. عشقي سرشار از تناقض‌ بين منطق و احساس. کوشش براي رساندن بدترين حالت امکان به کسي که بهترين امکان را برايش آرزو دارد، اين کلمه‌ي «مبادا».

بر تو نباد. چي؟ آن‌چه کاش هرگز بر تو «باد» نشود، همان: مبادا.


تعداد مشاهده: ۴۲۹۵ - نظرات: ۲
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 2 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=126
نظرات
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
ديد جديد
يک‌شنبه - ۱۵ دي ۱۳۸۷
دوست عزيز يه سري هم به من بزن.
www.new-negah.blogspot.com
امکانات: Email Website

روشنک
يک‌شنبه - ۱۵ دي ۱۳۸۷
ولي کلمه ترسناکيست ! .. چون اتفاقي ناخواستني و نامبارک را به اين اميد که برايت پيش نيايد يادآوري مي کند .. چه لزومي به يادآوري هست اصلاْ ؟ .. عاقبت اتفاق از جايي پرت مي شود .. مي افتد .. همين که به يادش مي افتي ذوق و شوقش براي پرت شدن و افتادن بيشتر مي شود انگار .. انگار هلش مي دهي ! .. مبادا گاهي هل مي دهد .. اين کلمه را دوست ندارم ! ..  
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 


سایت رسمی مجتبا پورمحسن
Mojtaba Pourmohsen Official Website


RSS 2.0

mojtaba@pourmohsen.com



روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
زخم...
چهارشنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۹

«زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد/ زخمي که حيله بر جگر اعتماد زد»
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۳۱۸۷۵۴۶ صفحه
مشاهده امروز: ۱۷۶۷ صفحه
بيشترين مشاهده:
جمعه - ۱۹ مرداد ۱۳۹۷
تعداد: ۱۲۸۲۹۳ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۲ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
شنبه - ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
تعداد: ۱۴۱ نفر
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
شروين ديگر سيگار نمي‌کشد
مصاحبه روزنامه بهار با مجتبا پورمحسن، درباره مجموعه شعر «روز انگشت»
در حسرتِ نوستالژي
ترس ازمرگِ کسي که از مرگ مي‌ترسيد
مرگ با پسرعمو شوخي دارد
جستجو

نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
کتاب‌ها
ليست فتوبلاگها
مراجعه به: